مطالب جالب و خواندنی ( عاشقانه, عارفانه)
مرسی دوستای گلم مایهِ اصل و نَسَب در گردش دوران زَر است / دائمآ خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است کُره اسب ، از نجابت از پس مادر رود / کُره خَر ، از خریت ، پیش پیشِ مادر است دود اگر بالا نشیند کسرِ شأن شعله نیست / جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است شصت وشاهد هردو دعوای بزرگی میکنند / پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است ؟ آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون / آن یکی شمشیر گردد دیگری نعِلِ خر است گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن / روی دریا کف نشیند ، قعر دریا گوهر است . . . امشب شب رویای تو بود و تو نبودی / در دل همه آوای تو بود و تو نبودی دل زیر لب آهسته تمنای تو میکرد / در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی . . . درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند معنی کور شدن را گره ها میفهمند سخت است بالا بروی ساده بیای پایین قصه ی تلخ مرا سرسره ها میفهمند یک نگاهت به من آموخت که درحرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها میفهمند . . . می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست روزی اگر نبودم، تنها آرزوی ساده ام این است; زیرلب بگویى: “یادش بخیر” بر بزن یکبار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل!حکم دل:هر که دل دارد بیاندازد وسط ، من و تو دلهایمان را رو کنیم ، دل که روی دل بیفتد عشق حاکم میشود ، پس به حکم عشق بازی میکنیم ، این دل من ، رو بکن حالا دلت را ! دل نداری ؟ بر بزن اندیشه ات را ، حکم لازم : دل گرفتن ، دل سپردن ، هر دو لازم ، عشق لازم , عشق لازم … دیر باریدی باران ، دیر … من مدتهاست در نبودن کسی خشکیده ام باران میبارد به حرمت کداممان نمیدانم! من همین قدرمیدانم باران صدای پای اجابت است خدا باهمه جبروتش دارد ناز میخرد نیاز کن. /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/ می گویی: دوستت دارم /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/ از من فاصله بگیر …. /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/ طعم صداقتت ! را چشیده ام تعریفی نداشت لعنتــــی!!. لطفا کمی دروغ بگو شاید دروغ هایت, صادقانه تر باشد… /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/ خسته شدم از آدمایی که می گن: “تو خیلی خوبی” ، “من لیاقت تو رو ندارم” بی لیاقت های عزیز ! حداقل واسه دلیل رفتنتون یه ریزه خلاقیت به خرج بدین .. /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/ خورشید هم خیانت میکند این روزها صبح ها دیرتر مى آید وعصرها زود مى رود! /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/ آدمهای تنهایی رو می شناسم که همه ی دلیلشون برای تنهایی /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/ برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم دست نوازش بر سرش میکشم، میگویم: غصه نخور، میگذرد… برای دلم، گاهی پدر میشوم خشمگین میگویم: بس کن دیگر بزرگ شدی … گاهی هم دوستی میشوم مهربان دستش را میگیرم، میبرمش به باغ رویا … دلم ، از دست من خسته است… /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/ یه خیابونایی… /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/ نـــه ایـــــنکــــــــه زانـــــو زده باشــــم نـــــــــه فــــقـــط تـــنهــــــایـــــــــــى ســـــــنکیــــــن اســــــت /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/ ساکت نیستم /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/ این روزها قلب هر کسی را ﻧﺸﺎﻧﻪ بگیرید تیرتان ﺑﻪ ﺳﻨﮓ میﺧﻮﺭﺩ… پایان سریال دروغ هایت بود و چه ساده بودم من!! که تا تیتراژ پایانی به پای تو نشستم…!! دیگر قاصدک ها ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ از یه جایی به بعد ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ نفست باران است ، ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ یک عمر قفس بست مسیر نفسم را ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ من دلم می خواهد ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد .. در حالـی کـه زنــده ای ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ کاش گاهی مرد بودم ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ چه کسی میگوید که من هیچ ندارم…؟ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ از درد های کوچک است که آدم می نالد ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ امــــــــروز با همه ی دنـیــــــــا قهــــــرم … ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی هميشه با تو ميمونم چقدر اين جمله غمگينه چرا چشماي مات من كسي اينجا نميبينه تو از رفتن چه ميدوني تمام واژه ها مردن چه جوري ميشدم وقتي برام عكساتو آوردن چقدر اين جمله غمگينه تموم قصه بازي بود تموم عشق تو چشماش بفهمي صحنه سازي بود تو با احساس من مردي ديگه اينجا زمستونه چرا بعد تو من تنهام كسي اينو نميدونه خيانت يعني تنهايي همين حالي كه من دارم همين بغضي كه ميبيني هميشه توصدام دارم خيانت يعني باور كن كه ديگه بر نمي گرده مرور خاطرات تو منو بيهوده تر كرده چقدر اين جمله غمگينه تموم قصه بازي بود تموم عشق تو چشماش بفهمي صحنه سازي بود تو با احساس من مردي ديگه اينجا زمستونه چرا بعد تو من تنهام كسي اينو نميدونه هميشه با تو ميمونم چقدر اين جمله غمگينه چرا چشماي مات من كسي اينجا نميبينه تو از رفتن چه ميدوني تمام واژه ها مردن چه جوري ميشدم وقتي برام عكساتو آوردن توکه نیستی ، زندگیمو/ زیره پای کی بریزم واسه کی ، دلم بمیره / وقتی تو ، نیستی عزیزم دسته سرده این زمونه / دستامو از تو جدا کرد بازیه ، دوری و حسرت / با دلای ما ، چه ها کرد عشق تو ، توی وجودم / تا همیشه ، موندگاره همه آرزوم همینه / که ببینمت ، دوباره دوریه تو داره آروم / من و از حال، در میاره رنگه پیری ، ذره ذره / تو وجودم پا میزاره ، پا میزاره طاقت دوری ندارم / تو بیا ، بمون کنارم ارزونیه قدم تو / همه ی دارو ندارم ای قشنگترین ترانه / با تو بودن ،آرزومه ای تو نیمه ی وجودم / بی تو عمره من ، حرومه عشق تو ، توی وجودم / تا همیشه ، موندگاره همه آرزوم همینه / که ببینمت دوباره دوریه تو ، داره آروم منو از پا در میاره رنگ پیری ، ذره ذره / تو وجودم پا میزاره نمیزارم ، که جدایی / عشقمو از تو بگیره چشم به راهه تو میمونم / نگو اما دیگه دیره دیگه دیره … آااااااای… و من برگ بودم که باران گرفت/ و دیدم که این قصه پایان گرفت/ بهار تو آمد به دیدار من/ و آخر مرا از زمستان گرفت/ کویر تنت را به باران زدند/ تن آسمان را عطش جان گرفت/ تو میرفتی و چشم من چشمه بود/ و من خیس بودم که باران گرفت/ عجب بارشی بود بر جان من/ که چون رودی از عشق جریان گرفت/ هوای تو بود و خیال تو بود/ که دست مرا در خیابان گرفت/ حقیقت همین است ای نازنین / که چشمت غزل داد و ایمان گرفت/ تو و کوچه وآن زمستان سرد/ و من برگ بودم که طوفان گرفت…. کارگر خسته اى، سکه اى از جلیقه کهنه اش درآورد تا صدقه دهد” ناگهان جمله اى روى صندوق دید و منصرف شد… “صدقه، عمر را زیاد میکند!!! آنگاه که ضربه هاى تیشه زندگى را بر ریشه آرزوهایت حس مى کنى، به خاطر بیاور که زیبایى شهابها، از شکستن قلب ستارگان است.
تنها که می شوند ، برمی گردند …
وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند : “هِررررری”
سخت عاشق میشــم !!
ولی وای به روزی که عاشق شـــم ♥...
با دریـــل هم نمیتونیــن عشق رو ازم بگیـــرین♥ ...
... سکـــوت میکنم ...
اما , هـــرگز دست نمیکشـــم ...
هرگـــــــــــــز !!
..
که اون بی معرفت,
یکی از دوست داشتنی ترین آدمای روزگاره...
و با خودم میگویم:
کاش آن یک بار که دیدمت
گفته بودم:
که بی تو گاه دلم میگیرد
که بی تو گاه زندگی سخت میشود
...
که بی تو گاه هوای بودنت دیوانهام میکند
اما نمیگفتم
که این «گاه» ها
گهگاه
تمامِ روز و شب من میشوند
آن وقت بغض راه گلویم را میگیرد
درست مثل همین روزها ...
مطمــــئن باش
دست احتــــیاج به سمت تــــو که هیـــچ
به سمت خودم هم دراز نخواهم کرد…
شایـــد کــه تنهایی هایم
از تنهایی دق کنــــد...............
تنهایی تان را پیش فروش نکنید....
فصلش که بشود ...
به قیمت گزافى میخرند .....
تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره ...
تویی که بغضتو قورت میدی که یوقت گریه نکنی ...
تویی که هر آهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی ...
تویی که تا میای یه کاری بکنی میگی :
... بیخیال...
تویی که واسه خودت آواز میخونی ...
تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی...
تویی که تو دنیای مجازی حتی خودتو گم کردی ...
تویی که نمیدونی چه ریختی خودتو خالی کنی ...
به سلامتی تو ...
![]()
و من به کبوتری تشنه بدل می شوم
که به کارد گلوگاه اش عاشق است…
هر بار که به من نزدیک می شوی
باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت
از من فاصله بگیر ….
خسته ام از امیدهای کوتاه … !!!
نگرانی از تنهاتر شدن است!!!!
یه عطرایی…
یه آهنگایی…
یه تکیه کلامایی…
یه لباسایی…
یه کارایی…
یه روزایی…
یه پارکایی…
یه فیلمایی…
یه عکسایی…
یه…
اینا شاید هیچی نباشن،اما گاهی خیلی عذاب آورن برای
یه آدمایی!!!
لبهایم هم نسوخته است
تنها
تمام ِ من
تاول زده
از آشی که نخورده ام
/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/
آخرین لبخندت…..
به دست ما نمیرسند!
چون شرم دارند
پیغام چند نفر را
به یک مقصد ببرند!!
آدم دیگه دوست نداره همه چی درست بشه!
دوست داره همه چی تموم بشه…
دل من تشنه ی باریدن ابر ،
دل بی چتر مرا میهمان کن …
حالا که دری هست مرا بال و پری نیست حالا که مقدر شده آرام بگیرم
سیلاب مرا برده و از من اثری نیست
بگذار که درها همگی بسته بمانند
وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست
ساعتی غرق درونم باشم!!
عاری از عاطفه ها…
تهی از موج و سراب…
دورتر از رفقا…
خالی از هرچه فراق!!
من نه عاشق هستم ؛
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من…
من دلم تنگ خودم گشته و بس…!
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود
کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری
می شد تنهاییم را….
به خیابان بیاورم
سیگاری دود کنم و نگران نگاه های مردم نباشم
کاش گاهی مرد بودم
می شد شادی ام را….
به کوچه ها بریزم….
با صدای بلند بخندم…
و هیچ ماشینی…..
برای سوار کردنم….ترمز نکند
کاش……!!!!!!
من چیزهای با ارزشی دارم ….!
حنجره ای برای بغض …
چشمانی برای گریه…
لبهایی برای سکوت…
ریه هایی برای سیگار…
دستهایی برای خالی ماندن…
پاهایی برای نرفتن….
شبهایی بی ستاره….
پنجره ای به سوی کوچه بن بست…
و وجودی بی پاسخ…..
وقتی ضربه سهمگین باشد
لال می شوی…
امــــــا …
تــــــــــو صدایــــــم کــن …
بـرمـی گـــــــــــــردم !!!♥
اون نگاه آخر تو منو بدجور زیر و رو کرد
وقت رفتن توی چشمات یه نفر منو صدا کرد
یه نفر که عاشقم بود منو از خودم رها کرد
داری میری خوش به حالت نباشه عین خیالت
غیر اون دلی که بردی همه برده ها حلالت
رفتی و مونده تو اینجا کوله بار خاطراتت
غیر اون دلی که بردی همه برده ها حلالت
رفتی و کاشکی میدیدی همه روزام پر درده
کاش میدیدی همه غمه دوریت باوجود من چه کرده
رفتی و کاشکی می موندی این روزا رو خوب میدیدی
میدیدی زندگی مو به چه روزایی کشیدی
داری میری خوش به حالت نباشه عین خیالت
غیر اون دلی که بردی همه برده هات حلالت
رفتی و مونده تو اینجا کوله بار خاطراتت
غیر اون دلی که بردی همه برده ها حلالت
یادمه وقتی که رفتی حتی جاده تو رو گم کرد
اون نگاه آخر تو منو بدجور زیر و رو کرد
وقت رفتن توی چشمات یه نفر منو صدا کرد
یه نفر که عاشقم بود منو از خودم رها کرد
غیر اون دلی که بردی همه برده ها حلالت
رفتی و مونده تو اینجا کوله بار خاطراتت
غیر اون دلی که بردی همه برده ها حلالت
ای که بی تو تک و تنها توی غربت سنگی میدونم بر نمیگردی شدی همرنگ دورنگی
همه ی زندگی من اون نگاه عاشقت بود چرا فکر کردی به جز من یکی دیگه لایقت بود
رفتی و ازم گرفتی اون نگاه آشناتو واسه من باقی گذاشتی التهاب لحظه هاتو
حالا من تنها نشستم با نوای بی نوائی چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفائی
” حسین پناهی ”
| MiSs-A |
